وقتی لیلا بعد از سالها زندگی در انتاریو تصمیم به جدایی از همسرش گرفت، بیشترین نگرانیاش پسر ششسالهاش، کیان، بود. همسرش درخواست حضانت مشترک کامل داشت، در حالی که لیلا معتقد بود اختلافات شدید بین آنها اجازه چنین همکاریای را نمیدهد. بحث فقط زمان دیدار نبود؛ مسئله این بود که آیا آنها اصلاً میتوانند بهعنوان والدین با هم تعامل سالم داشته باشند یا نه.
پرونده به دادگاه کشیده شد و قاضی باید بررسی میکرد که آیا حضانت مشترک واقعاً به نفع کودک است یا صرفاً خواسته یکی از والدین. در جلسات رسیدگی مشخص شد که سطح تنش و عدم اعتماد بین لیلا و همسرش بالا است و در تصمیمگیریهای مهم مربوط به کودک، به سختی به توافق میرسند. از طرفی، هر دو والد به فرزندشان علاقهمند بودند و در زندگی او نقش داشتند.
در نهایت، دادگاه به این نتیجه رسید که حضانت مشترک بهمعنای واقعی (تصمیمگیری مشترک مداوم) در این شرایط عملی نیست. بنابراین، حضانت اصلی به یکی از والدین واگذار شد، در حالی که دیگری حق ملاقات منظم و قابلتوجهی دریافت کرد. این تصمیم بیشتر بر پایه ثبات روانی و کاهش تنش برای کودک گرفته شد، نه صرفاً بر اساس برابری بین والدین.
منبع: دیتابیس رسمی CanLII
